معنی عوری
7 بازدید
(حامص) برهنگی. (آنندراج). برهنه بودن. لخت بودن : معروف به بی سیمی مشهور به بی نانی همچون الف کوفی از عوری و عریانی. سنائی. چو درویشی به درویشان نظر به کن که قرص خوربه عوری کرد عوران را فنک پوش زمستانی. خاقانی.
کلمات همقافیه با «عوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر