معنی عود صلیب
6 بازدید
[ دِ صَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) فاوانیا. عودالصلیب. رجوع به عودالصلیب شود: نیاز را بکف و کلک تو علاج کنند چنانکه عارضهٔ صرع را به عود صلیب. ادیب صابر. اثر عود صلیب و خط ترساست خطا ور مسیحید، که در عین خطایید همه. خاقانی. فلک چو عود صلیبش بر اختران بندد که صرع دار بوند اختران به وقت زوال. خاقانی.
کلمات همقافیه با «عود صلیب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یب» برای سرودن شعر