معنی عوجاء

معنی واژه عوجاء

7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) مؤنث أعوج. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ج، عوج. (اقرب الموارد). و رجوع به اعوج شود. || شتر لاغر و باریک. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). شتران لاغر، که از نحیفی و گرسنگی خمیده و منحنی باشند. (از اقرب الموارد). || (اِ) کمان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). کمان تیراندازی. (غیاث اللغات). قوس. (اقرب الموارد).
[ عَ ] (اِخ) نام اسب عامربن جُوَین طائی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
[ عَ ] (اِخ) پشته و تپه ای است در مقابل هر دو کوه طی. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب) (از آنندراج). تپه ای است در مقابل دو کوه طی ء، یعنی اَجاء و سَلمی ََ. و آن در اصل نام زنی بود که بر این کوه نهاده شد و داستان آن در معجم البلدان (مادهٔ أجاء) آمده است. (از معجم البلدان).
[ عَ ] (اِخ) نهری است بین أرسوف و الرملة از سرزمین فلسطین از سواحل. و گویند آبی است ازآنِ بنی صَموت از بطن تُربة. (از معجم البلدان).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید