معنی عواهن
7 بازدید
[ عَ هِ ] (ع اِ) جِ عاهِن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). رجوع به عاهن شود. - رمی الکلام علی عواهنه؛ پروای صواب و خطا نکرد به سخن گفتن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عواهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر