معنی عوانة
6 بازدید
[ عَ نَ ] (اِخ) بنت جعید. از شاعره های عرب بود که مورد هجو أوس بن حجر قرار گرفت. رجوع به اعلام النساء ج ۳ ص ۳۷۴ و بلاغات النساء طیفور شود.[ عَ نَ ] (ع اِ) خرمابن دراز. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). نخل طویل. (از اقرب الموارد). || جانورکی است خردتر از خارپشت. || کرمی است در ریگ. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ عَ نَ ] (اِخ) آبیست به عرمة. (منتهی الارب). نام دو آب است در عَرمة. || جایگاهی است که در اخبار نام آن آمده است. (از معجم البلدان).[ عَ نَ ] (اِخ) ابن حکم بن عوانةبن عیاض، از بنی کلب، مکنی به ابوالحکم. وی مورخ و از اهالی کوفه و نابینا بود. از انساب و اشعار آگاهی داشت و متهم به جعل اخبار برای بنی امیه بود. و گویند عموم اخبار «مدائنی» از وی نقل شده است. عوانة بسال ۱۴۷ هـ . ق. درگذشت. او راست: سیرة معاویة، و کتابی در تاریخ. (از الاعلام زرکلی از الفهرست ابن الندیم و ارشادالاریب ج ۶ ص ۹۳).
کلمات همقافیه با «عوانة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر