معنی عوالق
7 بازدید
[ عَ لِ ] (ع اِ) جِ عالِق. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به عالق شود. || جِ عَولَق. رجوع به عولق شود.[ عَ لِ ] (اِخ) گروهی است در یمن به وادی حنک. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عوالق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر