معنی عوال

معنی عوال

5 بازدید
[ عَ وْ وا ] (اِخ) نام مردی است، و در منتهی الارب ذکر آن آمده است. رجوع به منتهی الارب شود.
[ عُ ] (اِخ) بطنی است از بنی عبداللََّه غطفان. (منتهی الارب).
[ عُ ] (اِخ) نام دو موضع است. (از منتهی الارب). حزم بنی عوال، کوهی است در اکناف حجاز در طریق مدینه ازبرای غطفان، در این مکان آبها و چاه ها یافت شود. و گویند عوال یکی از کوههای سه گانه است که در طرف مدینه بفاصلهٔ یک شب و یک روز قرار گرفته است. و دو دیگر ظَلِم و لعباء باشد. (از معجم البلدان).
[ عَ لِنْ ] (ع ص، اِ) عَوالی. جِ عالیة. (اقرب الموارد). رجوع به عالیة و عوالی شود.
[ عُ ] (اِخ) ناحیه ای است یمانی. (از معجم البلدان).

کلمات هم‌قافیه با «عوال»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ال» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید