معنی عواقر
8 بازدید
[ عَ قِ ] (ع ص، اِ) جِ عاقِر. (از اقرب الموارد) (از منتهی الارب). رجوع به عاقر شود. || (اِخ) نام ستاره ای چند است و یکی از هفت گیسودار و یکی از صور ۴۸گانهٔ فلکی است. (یادداشت مرحوم دهخدا).[ عَ قِ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب). عواقر در چند جا از نجد یافت شود. و گویند کوههائیست از طرف پایین فَرش از سمت چپ آن رو بسوی یک طرف از کوه موسوم به صفر از زمین حجاز. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «عواقر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قر» برای سرودن شعر