معنی عواری
6 بازدید
[ عَ / عَ ری ی ] (ع اِ) جِ عاریة [ یَ / ری یَ ] . (اقرب الموارد) (منتهی الارب). رجوع به عاریة شود.[ عُ وْ وا را ] (ع اِ) درختی است که از آن گردن بندها سازند در مکه. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). درختی است که میوه های نورسیدهٔ آن را میگیرند و پس از شکستن و خشک کردن آن، بر باد میدهند و در ظرفهایی به مکه حمل میکنند و به فروش میرسانند و از آن گردن بندها میسازند. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عواری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر