معنی عوائق
7 بازدید
[ عَ ءِ ] (ع اِ) جِ عائق. (از اقرب الموارد). رجوع به عائق شود. || جِ عائقة. (از آنندراج) (از غیاث اللغات). رجوع به عائقة شود. || موانع و حوادث. (آنندراج) (غیاث اللغات). عوارض و موانع. || آسیبها و آفتها. (فرهنگ فارسی معین). || بدبختیها و سختیها و مصیبتها. (ناظم الاطباء). عوایق. رجوع به عوایق شود: بسبب نوازل محن و عوارض فتن و عوائق ایام و علائق روزگار، تیر تمنای ایشان بهدف مراد نمیرسید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۱۴). - عوائق الدهر؛ سختیها و بلاهای زمانه. (منتهی الارب). شواغل روزگار از احداث. پیش آمدهای روزگار. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عوائق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئق» برای سرودن شعر