معنی عهید
8 بازدید
[ عَ ] (ع ص) هم پیمان. (منتهی الارب) (آنندراج). هم عهد و هم پیمان. (ناظم الاطباء). مُعاهِد. مُعاهَد. (اقرب الموارد). || هم روزگار. (منتهی الارب) (آنندراج). هم روزگار و هم عصر. (ناظم الاطباء). || گزیدگر. (منتهی الارب) (آنندراج). گزیت گر. جزیه ده. باج گزار و اهل ذمه. (ناظم الاطباء). || قدیم و دیرینه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). قدیم و عتیق. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عهید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر