معنی عهد نبشتن
6 بازدید
[ عَ نِ بِ تَ ] (مص مرکب) عهد نوشتن. پیمان نوشتن : به مهرش منوچهر عهدی نبشت سراسر ستایش بسان بهشت.فردوسی. نبشتند عهدی ز شاپور شاه کز آن پس نراند ز ایران سپاه.فردوسی. نبشتند عهدی به فرمان شاه که هرمزد را داد تخت و کلاه.فردوسی. آن روز که امیر فارس فرمان یافت، گفت [ یعقوب لیث ] که شاید آن شغل را؟ گفتند سبکری که مرد باخردی است. عهد نبشتند و خلعت دادند. (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «عهد نبشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر