معنی عهد ذهنی

معنی عهد ذهنی

8 بازدید
[ عَ دِ ذِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سابقهٔ ذهنی. معرفت ذهنی. شناخت ذهنی. || این اصطلاح در دستور زبان عربی به «ال» داده شده است در صورتی که مصحوب آن، ذهنی باشد نه ذکری، مانند: {/Bإِذْ هُمََا فِی اَلْغََارِ۱۲-۱۵۹:۴۰/}، که اشاره به آن غاری است که رسول (ص) و ابوبکر بدان پناه بردند. (از مغنی اللبیب). و رجوع به ال شود. || گاهی در نظم و نثر فارسی اسم اشارهٔ «آن» بکار میرود ولی مرجع آن مذکور نیست، اما بقرینه شنونده و خواننده مفهوم آن را درمی یابد. در این مورد «آن» بجای الف و لام عهد ذهنی و ذکری عربی آید، و در اصطلاح دستور زبان فارسی آن را «عهد ذهنی» نامیده اند، چون این بیت از فردوسی: بیامد نشست از بر تختگاه بسر برنهاد آن کیانی کلاه. (از فرهنگ فارسی معین). و رجوع به عهد (مص) شود.

کلمات هم‌قافیه با «عهد ذهنی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید