معنی عهاد
8 بازدید
[ عِ ] (ع اِ) باران نخستینِ بهار. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). عهادة. (اقرب الموارد). رجوع به عهادة شود. || جِ عَهد. رجوع به عهد شود. || (مص) معاهدة. (ناظم الاطباء). رجوع به معاهدة شود.
کلمات همقافیه با «عهاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر