معنی عنیک
6 بازدید
[ عَ ] (ع اِ) ریگ تودهٔ برهم نشسته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). ریگ و شن برهم افتاده و متعقد. (از اقرب الموارد). ج، عُنک. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عنیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر