معنی عنیزة

معنی عنیزة

6 بازدید
[ عُ نَ زَ ] (اِخ) نام دختری است. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
[ عُ نَ زَ ] (اِخ) لقب فاطمه دخترعم امرؤالقیس و معشوق وی بود. (از اقرب الموارد). و رجوع به العقد الفرید ج ۸ ص ۱۰۸ و ۱۰۹ و الاغانی و اعلام النساء ج ۳ ص ۳۷۳ شود: عنیزه برفت از تو و کرد منزل به مقراط و سقطاللوی و عقیقا.منوچهری.
[ عُ نَ زَ ] (اِخ) پشته ای است سیاه به بطن فلیج. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
[ عُ نَ زَ ] (اِخ) موضعی است. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). جایگاهی است بین بصره و مکه. رجوع به معجم البلدان شود.
[ عُ نَ زَ ] (اِخ) چاهی است در دومیلی قریتین، در بطن الرمة ازآنِ بنی عامربن کُرَیز. رجوع به معجم البلدان شود.
[ عُ نَ زَ ] (اِخ) از وادیهای یمامه است در نزدیکی سواج. رجوع به معجم البلدان شود.
[ عُ نَ زَ ] (اِخ) نام قبیله ای از عرب. - مثل عرب عنیزة؛ سخت رباینده. (یادداشت مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «عنیزة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید