معنی عنید
7 بازدید
[ عَ ] (ع ص) آنکه دیده و دانسته از حق برگردد. و به باطل ستیهنده و ردکننده حق را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). شخص که مخالف حق باشد و آن را دانسته رد کند. (از اقرب الموارد). ج، عُنُد. (اقرب الموارد) (منتهی الارب). || سرکش. (منتهی الارب) (آنندراج) (غیاث اللغات) (ناظم الاطباء). || ناسازگار. (فرهنگ فارسی معین). || ستیزنده. (غیاث اللغات). ستیزه کننده. (فرهنگ فارسی معین). ستیزه کار. ستیزه گر. لجوج. لج باز. خیره سر. خیره چشم. عنود: تا نداند خویش را مجرم عنید آب از چشمش کجا داند دوید.مولوی.
کلمات همقافیه با «عنید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر