معنی عنکش
8 بازدید
[ عَ کَ ] (ع ص) مردی که پروای روغن نامالیدن و آرایش ناکردن ندارد. (منتهی الارب) (آنندراج). مردی که اهمیت ندهد به اینکه روغن نمالد و آرایش نکند. (از اقرب الموارد). || (اِخ) نام مردی است. (از منتهی الارب) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «عنکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر