معنی عنکبوتی
7 بازدید
[ عَ کَ ] (ص نسبی) منسوب به عنکبوت. رجوع به عنکبوت شود. || (اِ) صفحه ای باشد مشبک بر اسطرلاب. (آنندراج) (غیاث اللغات). رجوع به عنکبوت اسطرلاب و اسطرلاب شود. || عنکبوتیهٔ چشم، که از طبقات چشم است : مانند عنکبوت سطرلاب رخنه شد اطباق عنکبوتی این دیدهٔ بی تاب (؟). کمال الدین اسماعیل. از پردهٔ عنکبوتی نرگس تو در دل زده عنکبوت مژگان تو چنگ.؟ رجوع به عنکبوتیه شود.
کلمات همقافیه با «عنکبوتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر