معنی عنقزی
8 بازدید
[ عَ قَ ] (ص نسبی) منسوب به عنقز که بمعنی مرزنجوش باشد. (از انساب سمعانی) (از اللباب فی تهذیب الانساب). منسوب به عنقز یا عنقزة. (ناظم الاطباء).[ عَ قَ ] (اِخ) عمروبن محمد عنقزی، مکنی به ابوسعید. از موالی قریش. وی محدث و اهل کوفه بود و به فروختن عنقز یا کاشتن آن اشتغال داشت لذا بدین نام شهرت یافت. او را احادیثی است که از اسرائیل و ثوری روایت کرده است. عنقزی بسال ۱۹۹ هـ .ق. درگذشت. (از اللباب فی تهذیب الانساب). و رجوع به ابوسعید العنقزی شود.
کلمات همقافیه با «عنقزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر