معنی عنصوة
5 بازدید
[ عُ / عَ / عِ صُ وَ ] (ع اِ) گیاه اندک جای جای برآمده. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). گیاه و یا هر چیز اندک و پراکنده. (از اقرب الموارد). || موی پراکنده، و اندک و پراکنده از هر چیزی. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). واحد عناصی است و آن موی پراکنده باشد. (از اقرب الموارد). || پاره ای از شتران و گوسپندان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مال اندک مانده، یا بقیهٔ مال از نصف تا ثلث. (از منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). باقی مال از نصف تا ثلث. (از اقرب الموارد). || باقی از هر چیزی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). ج، عَناصی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). عِنصاة. عِنصیة. عَناصی. رجوع به عنصاة، عنصیة و عناصی شود.
کلمات همقافیه با «عنصوة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وة» برای سرودن شعر