معنی عنصلی
6 بازدید
[ عُ صُ ] (ص نسبی) منسوب به عنصل. رجوع به عنصل شود: سرکهٔ عنصلی، سکنگبین عنصلی. رجوع به عنصلانی شود.
کلمات همقافیه با «عنصلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر