معنی عندل
6 بازدید
[ عَ دَ ] (ع ص) شتر کلان سر، و مذکر و مؤنث در آن یکسان است. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). شتری که سر بزرگ داشته باشد. (از اقرب الموارد). || بلندبالا. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). طویل. (اقرب الموارد). ج، عَنادل. (ناظم الاطباء). || سریع. (اقرب الموارد).[ عَ دَ ] (اِخ) موضعی است به حضرموت. (منتهی الارب). شهر بزرگی است در حضرموت، و در شعر امری ءالقیس آمده است. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «عندل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر