معنی عندد
6 بازدید
[ عُ دَ / دُ ] (ع اِ) حیله. (اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). چاره. گویند: ما لی عنه عندد؛ یعنی از آن چاره ای ندارم. (از اقرب الموارد). || (ص) دیرینه، هرچه باشد. (منتهی الارب). چیز قدیم و کهنه و دیرینه. (ناظم الاطباء). قدیم. (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عندد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دد» برای سرودن شعر