معنی عنجورة
7 بازدید
[ عُ رَ ] (ع اِ) غلاف شیشه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). غلاف بطری. (از اقرب الموارد). || لقب مردی که چون به وی می گفتند «عَنجِر یا عنجورة!»خشمناک می گشت. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «عنجورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر