معنی عنتل
6 بازدید
[ عَ تَ ] (ع ص) کفتاری که شکار خود را پاره پاره کند. ج، عَناتل. (ناظم الاطباء). الضباع العناتل؛ کفتارهایی که شکار خود را پاره پاره کنند. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).[ عُ تُ ] (ع ص) سخت و درشت. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (اِ) تلاق. (منتهی الارب). تلاق و بظر. (ناظم الاطباء). عنبل. رجوع به عنبل شود.
کلمات همقافیه با «عنتل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تل» برای سرودن شعر