معنی عنبس
10 بازدید
[ عَمْ بَ ] (ع اِ) شیر بیشه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). اسد. (اقرب الموارد). عُنابِس. رجوع به عنابس شود. || نعت است برای شیر که وزن فنعل باشد از عبوس. ج، عَنابِس. (از اقرب الموارد).[ عَمْ بَ ] (اِخ) ابن ثعلبة. از صحابیان بود. پسرش خالد نیز از صحابیان به شمار می رفت. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عنبس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بس» برای سرودن شعر