معنی عنبربارس
5 بازدید
[ عَمْ بَ با رِ ] (اِ مرکب) زرشک. (ناظم الاطباء). رجوع به زرشک شود.
کلمات همقافیه با «عنبربارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر