معنی عنبرآگنده
6 بازدید
[ عَمْ بَ گَ دَ/ دِ ] (ن مف مرکب) آگنده از عنبر. پر از عنبر: خاکش طعنه زن گوی عنبرآگنده. (ترجمهٔ محاسن اصفهان آوی ص ۳۶).
کلمات همقافیه با «عنبرآگنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر