معنی عنبرآمیخته
6 بازدید
[ عَمْ بَ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) آمیخته به عنبر. آلوده به عنبر: نقره اندوده بر درست دغل عنبرآمیخته بگند بغل.سعدی.
کلمات همقافیه با «عنبرآمیخته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر