معنی عنایت کردن

معنی عنایت کردن

5 بازدید
[ عِ یَ کَ دَ ] (مص مرکب) یاری کردن و نصرت دادن و امداد نمودن. (ناظم الاطباء). توجه کردن. (فرهنگ فارسی معین): یکسال محبوس بماند و پس فرصت جستند و عنایت کردند تا خلاص یافت. (تاریخ بیهقی ص ۴۴۹). مرا گفت کاینجا غریبست جانت بدو کن عنایت که تنت ایدریست. ناصرخسرو. اندر اول بیماری به جگر و سپرز باید عنایت کرد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و اصل اندر علاج همهٔ انواع آن است که از ابتداء بیماری به سه چیز عنایت کنند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). اندر علاج حمی یوم که از غم تولد کند عنایت به دل بیشتر باید کرد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). گر عنایت کنی و من برهم از بزرگی ترا سزا باشد.مسعودسعد. گوید ملک مرا که عنایت بیاب تو چندان کنم که جان عدو با عنا کنم. مسعودسعد. چو سلطان عنایت کند با بدان کجا ماند آسایش بخردان.سعدی. یک روز عنایت کن و تیری بمن انداز باشد که تفرج بکنم دست و کمانت. سعدی (کلیات چ فروغی ص ۵۶۰). || اعانت کردن و انعام کردن و لطف نمودن و بخشش کردن. (ناظم الاطباء). بخشیدن. اهداء کردن. (فرهنگ فارسی معین): دلهای ایشان قرار گیرد بر آنچه خدا بدیشان عنایت کرده. (تاریخ بیهقی ص ۳۱۴).

کلمات هم‌قافیه با «عنایت کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید