معنی عنان ستدن
6 بازدید
[ عِ سِ تَ دَ ] (مص مرکب) اختیار ربودن. بازگرفتن اختیار. زمام اختیار به دست خود آوردن : زآن پیش کاجل فرارسد تنگ و ایام عنان ستاند از چنگ.نظامی. افلاس عنان از کف تقوی بستاند.سعدی.
کلمات همقافیه با «عنان ستدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر