معنی عنان زدن
6 بازدید
[ عِ زَ دَ ] (مص مرکب) جلو گرفتن. (آنندراج). لگام زدن. دهانه زدن. || کنایه از به اطاعت درآوردن. رام و مطیع ساختن : نفس شمرده زدن سیل را عنان زدن است خوش آنکه راه به این چشمهٔ بقا دارد. صائب (از آنندراج). || همعنان رفتن. برابری کردن : ...با براق چگونه عنان زند خر لنگ. رفیع الدین لنبانی.
کلمات همقافیه با «عنان زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر