معنی عنان راندن
6 بازدید
[ عِ دَ ] (مص مرکب) درآمدن. حمله آوردن. روی آوردن : از آن سهمگن تر سیاهی قوی عنان راند بر چالش خسروی.نظامی.
کلمات همقافیه با «عنان راندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر