معنی عنان برگشادن
5 بازدید
[ عِ بَ گُ دَ ] (مص مرکب) عنان اسب را سپردن. گذاردن که اسب آزادانه برود. رها کردن عنان اسب : چو گفت این سخن در رکاب ایستاد برآورد باز و عنان برگشاد.نظامی.
کلمات همقافیه با «عنان برگشادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر