معنی عنانگرای
6 بازدید
[ عِ گَ / گِ ] (نف مرکب) متمایل. میل کننده. روی آورنده : یک رکابی مپای بر سر زهد چون شود دل عنانگرای صبوح.خاقانی. گشتاسب بن لهراسب... بر عزیمت تفرج و تصید به صوب کرمان عنانگرای شد. (سمطاللآلی).
کلمات همقافیه با «عنانگرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر