معنی عنانتافته
4 بازدید
[ عِ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) منهزم. بهزیمت. پشت بداده. || بازگشته. بازآمده : سوی لشکر آمد عنان تافته مرادی طلب کرده نایافته.نظامی. || درآمده. روی آورده (بقصد جنگ و حمله): عنان تافته شاه گیتی نورد ز صحرا به جیحون رسانید گرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «عنانتافته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر