معنی عناصر
7 بازدید
[ عَ صِ ] (ع اِ) جِ عُنصر. آخشیجان. رجوع به عنصر شود: ترتیب عناصر را بشناس که دانی اندازهٔ هر چیز مکین را و مکان را. ناصرخسرو. - عناصر اربعه؛ در نزد قدما عبارت بود از آتش و باد و آب و خاک. (از اقرب الموارد). و عقیده داشتند که آنها چهار عنصر اصلی هستند که مدار وجود کائنات و عالم کون و فساد و بالاخره جهان جسمانی بر آنها میباشد. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی). عناصر چهارگانه. چهار عنصر. ارکان اربعة. چهار ارکان. چهار آخشیج. مواد اربعة. اجساد اربعة. امهات اربعة. اسطقسات اربعة. چهار گوهر. - || عناصر اربعه را صوفیان به چهار نفس تشبیه کرده اند، بدین ترتیب که آتش را نفس اماره، باد را نفس لوامه، آب را نفس ملهمه و خاک را نفس مطمئنه نام کرده اند و برای هر یک ده خاصیت ذکر کرده اند. مثلاً مراتب نفس اماره: جهل، خشم، بغض، قهر، کبر، حسد، بخل، کفر و نفاق است و بدین ترتیب سایر آنها را با صفات مذمومه و ممدوحه تطبیق کرده اند. (از فرهنگ مصطلحات عرفا). - عناصر بسیط یا بسیطة؛ هر یک از عناصر اربعه است در حال محوضت و خلوص و عدم اختلاط با یکدیگر. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی). - عناصر ثقیل یا ثقیلة؛ دو عنصر خاک و آب، از عناصر اربعة می باشند. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی). - عناصر خفیف یا خفیفة؛ دو عنصر هوا و آتش، از عناصر اربعة می باشند. (از فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی). - عناصر عقود؛ وجوب، امکان، و امتناع را عناصر عقود نامند. (از فرهنگ علوم عقلی).[ عُ صِ ] (اِخ) نام جایگاهی است که در شعر زیدالخیل آمده. رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «عناصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر