معنی عنادیة
6 بازدید
[ عِ دی یَ ] (ع ص نسبی) (قضیهٔ...) (اصطلاح منطق) عنادیة نوعی از قضیهٔ شرطیهٔ منفصله است. رجوع به قضیه شود.[ عِ دی یَ ] (ع ص نسبی) (اصطلاح بیان) قسمی از استعاره است، و آن وقتی است که اجتماع مستعار و مستعارمنه در چیزی امکان پذیر نباشد، مانند میتاً ضالاً، در این آیهٔ {/B«أَ وَ مَنْ کََانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْنََاهُ» ۱-۶۶:۱۲۲/}(قرآن ۶/۱۲۲) که منظور از «میت» ضال و شخص گمراه است که این دو با هم جمع پذیر نباشند. ضد استعارهٔ عنادیة، استعارهٔ وفاقیة است. رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون، تحت عنوان «استعاره» شود.[ عِ دی یَ ] (اِخ) فرقه ای هستند از سوفسطائیان که حقایق اشیاء را منکر باشند و آنها را اوهام و خیالات باطل، چون نقش بر آب پندارند. (از اقرب الموارد). رجوع به کشاف اصطلاحات الفنون و تعریفات جرجانی شود.
کلمات همقافیه با «عنادیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر