معنی عنابگون
7 بازدید
[ عُ نْ نا ] (ص مرکب) هر چیز که به رنگ عناب باشد. سرخ رنگ. (ناظم الاطباء). بگونه و رنگ چون عناب. مجازاً سرخ رنگ : زآن می عنابگون در قدح آبگون ساقی مهتابگون ترکی حورانژاد.منوچهری. دگر سبزی نروید بر لب جوی که آب چشمها عناب گون است.سعدی.
کلمات همقافیه با «عنابگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر