معنی عمیدالملک کندری

معنی عمیدالملک کندری

7 بازدید
[ عَ دُلْ مُ کِ کُ دُ ] (اِخ) محمدبن منصور کندری نیشابوری جراحی، مکنی به ابونصر و ملقب به عمیدالملک و عمید خراسان. اولین وزیر در حکومت سلجوقیان. وی بسال ۴۱۲ یا ۴۱۵ هـ .ق. در کندر از قرای نیشابور متولد شد و علم فقه در آنجا آموخت. و چون طغرل بیک اولین سلطان دولت سلجوقی به نیشابور درآمد، ابونصر به دربار او بعنوان کاتب راه یافت و اندکی بعد نزد سلطان تقرب حاصل کرد و به وزارت رسید و لقب عمیدالملک یافت. و وی چون بر زبان عربی و فارسی تسلط کامل داشت، پیوسته واسطه بین طغرل بیک و القائم خلیفهٔ عباسی بود. و سرانجام در عهد الب ارسلان و به سعایت خواجه نظام الملک، عمیدالملک به سال ۴۵۶ هـ .ق. کشته شد و سر او را به کرمان نزد عضدالدوله الب ارسلان بردند. عمیدالملک وزیری دانشمند و مدبر بود و در وفور عقل و کیاست شهرت داشت. رجوع به مآخذ ذیل شود: حبیب السیر چ خیام ج ۲ ص ۴۸۶. دستورالوزراء ص ۱۴۸. تجارب السلف ص ۲۶۱. الاعلام زرکلی ج ۳ ص ۹۹۱. تاریخ ابن خلکان ج ۲ ص ۱۸۴. تتمهٔ صوان الحکمة ص ۱۰۸ و سایر صفحات. اخبارالدولة السلجوقیة.

کلمات هم‌قافیه با «عمیدالملک کندری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید