معنی عمیثل

معنی عمیثل

6 بازدید
[ عَ مَ ثَ ] (ع ص) آهسته رو از هر چیزی، جهت کلانی و فروهشتگی گوشت. (از منتهی الارب). کندرو و بطی ء بخاطر بزرگی و ورم و سستی گوشت. (از اقرب الموارد). || اسب نیکوی جواد. (منتهی الارب). || دامن کشنده و خرامان به ناز. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || مرد چست و شادمان (از لغات اضداد است). (منتهی الارب). چالاک و فعال. (از اقرب الموارد). || درازجامه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || کوتاه بالای فروهشته گوشت. (منتهی الارب). شخص کوتاه قد و سست و آویزان گوشت. (از اقرب الموارد). || درازدنب از آهو و بز کوهی و جز آن. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب). || درشت و سطبر و پهن. (منتهی الارب). درشت و سخت و عریض. (از اقرب الموارد). || شیر بیشه. (منتهی الارب). اسد. (اقرب الموارد). || مهتر کریم. (منتهی الارب). سرور بزرگوار. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «عمیثل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ثل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید