معنی عموی
7 بازدید
[ عَ مَ وی ی ] (ع ص نسبی) منسوب به عَمّ. رجوع به عمّ شود. ج، عمویون. (از ناظم الاطباء). || منسوب به عمی و عم یعنی کوری. (از منتهی الارب). رجوع به عَمٍ شود.
کلمات همقافیه با «عموی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر