معنی عمود صبح
7 بازدید
[ عَ دِ صُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) کنایه از روشنی صبح صادق است. (آنندراج). رجوع به عمود شود: کرد آفتاب خطبهٔ عیدی به نام او زآن از عمود صبح نهادند منبرش.خاقانی. گویی شبی به خنجر روز و عمود صبح بینیم پای مرگ ز جای اندرآمده.خاقانی. مرغ تیزآهنگ لختی پر فشاند چون عمود زرفشان بنمود صبح.خاقانی.
کلمات همقافیه با «عمود صبح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بح» برای سرودن شعر