معنی عمقی
6 بازدید
[ عُ ] (ص نسبی) منسوب به عمق. ژرفی. - تزریق عمقی؛ تزریقی است که داخل عضلات کنند. در مقابل تزریق تحت جلدی.[ عِ قا ] (ع اِ) نام گیاهی است. (از معجم البلدان). گیاهی است. || نوعی از درخت در زمین حجاز و تهامة. (منتهی الارب).[ عِ قا ] (اِخ) وادیی است در بلاد هذیل. و گویند زمینی است از برای هذیل، و نام آن در شعر ابوذؤیب آمده که در معجم البلدان منقول است و آن را به ضم اول نیز خوانده اند. (از معجم البلدان). زمینی است که در آن صاحب ابی ذؤیب کشته شد. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «عمقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر