معنی عمر مغربی
6 بازدید
[ عُ مَ رِ مَ رِ ] (اِخ) ابن علی بن بدوح. رجوع به ابن البدوح (ابوجعفر عمربن...) و عمر قلعی (ابن علی بن...) شود.
کلمات همقافیه با «عمر مغربی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر