معنی عمر قضاعی
7 بازدید
[ عُ مَ رِ قُ ] (اِخ) ابن محمدبن احمدبن علی بن عدیس قضاعی بلنسی، مکنی به ابوحفص. وی لغوی و از اهالی بلنسیة بود و در حدود سال ۵۷۰ هـ .ق. درگذشت. او راست: ۱ -شرح فضیح ثعلب. ۲ -المثلث، در لغت که ده جزء است. (از اعلام زرکلی از بغیةالوعاة ص ۳۶۳).
کلمات همقافیه با «عمر قضاعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر