معنی عمر عبدی
6 بازدید
[ عُ مَ رِ عَ ] (اِخ) ابن حفص. رجوع به ابوحفص (عمربن...) شود.[ عُ مَ رِ عَ ] (اِخ) ابن خلیفة. رجوع به ابوحفص (عمربن...) شود.[ عُ مَ رِ عَ ] (اِخ) ابن مطرف. رجوع به ابوالوزیر (عمربن...) و مآخذ ذیل شود: الاعلام زرکلی چ ۲ ج ۵ ص ۲۲۸ و ارشادالاریب ج ۶ ص ۵۴.
کلمات همقافیه با «عمر عبدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر