معنی عمر رسولی
5 بازدید
[ عُ مَ رِ رَ ] (اِخ) ابن علی بن رسول بن هارون بن ابی الفتح غسانی ترکمانی. ملقب به نورالدین و الملک المنصور. مؤسس دولت رسولی در یمن. وی در مصر متولد گشت و ابتدا در خدمت ایوبیان مصر بود. سپس از جانب ملک مسعودبن ملک کامل ایوبی، حاکم بر یمن گشت. و به سال ۶۳۰ هـ .ق. در آنجا دعوی استقلال کرد و سکه به نام خود زد. سپس بر مکه و توابع آن مستولی شد و مدت ۲۳۲ سال خود و فرزندانش بر یمن و حجاز سلطنت کردند. عمر منصور به سال ۶۴۷ هـ .ق. بدست یکی از غلامان خویش به قتل رسید. وی شخصی ادیب و سخی و شجاع بود و آثاری از قبیل مدرسه و مسجد از وی در مکه و یمن باقی مانده است. (از الاعلام زرکلی). رجوع به مآخذ ذیل شود: العقود اللؤلؤیة ج ۱ ص ۴۳، الذهب المسبوک ص ۳۹ و طبقات سلاطین اسلام ص ۸۸.[ عُ مَ رِ رَ ] (اِخ) ابن یوسف بن عمربن علی بن رسول، مکنی به ابوحفص و ملقب به ممهدالدین و الملک الاشرف. سومین تن از ملوک رسولی در یمن. وی شخصی فاضل و نیکوسیرت بود و در کتب انساب و طب و نجوم دستی توانا داشت. و الملک المظفر بسال ۶۹۴ هـ .ق. به نفع او از سلطنت کناره گرفت و وی در حدود دو سال سلطنت کرد و به سال ۶۹۶ هـ .ق. درگذشت. او را تألیفاتی میباشد، از آنجمله است: ۱ - الاسطرلاب. ۲ -التبصرة فی علم النجوم. ۳ - طرفة الاصحاب فی معرفة الانساب. ۴ - المغنی فی البیطرة. ۵ -المعتمد فی مفردات الطب. (از الاعلام زرکلی از العقود اللؤلؤیة ج ۱ ص ۲۸۴). رجوع به اشرف (عمر...) شود.
کلمات همقافیه با «عمر رسولی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر