معنی عمر حنفی
6 بازدید
[ عُ مَ رِ حَ نَ ] (اِخ) ابن ابراهیم بن محمد. رجوع به عمر مصری (ابن ابراهیم بن محمد...) شود.[ عُ مَ رِ حَ نَ ] (اِخ) ابن ابراهیم دمشقی. رجوع به عمر مالکی شود.[ عُ مَ رِ حَ نَ ] (اِخ) ابن احمدبن عبیداللََّه. رجوع به عمر مجوبی شود.[ عُ مَ رِ حَ نَ ] (اِخ) ابن احمدبن محمد. رجوع به عمر خربوتی شود.[ عُ مَ رِ حَ نَ ] (اِخ) ابن احمدبن هبةاللََّه. رجوع به ابن العدیم و عمر (ابن احمدبن هبةاللََّه...) شود.
کلمات همقافیه با «عمر حنفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر